هروقت تلفنی باهاش صحبت می کردم گله می کرد که

چرا نمی رم ببینمش میگفت دلم برای توو بچه ها تنگ شده

راستش نمی تونستم جای خالی پدربزرگو ببینم

 وقتی دیروز فهمیدم مامان وخاله ها خونش جمعند

منم فرصت و مناسب دیدم و به دیدنش رفتم

حدسم درست بودهمه رو به گریه انداختم

آخه این چه اخلاقیه که من دارم


/ 0 نظر / 6 بازدید